سلام رفقا...
احوالات چه طوره ؟!
ما هم عالی خوب سرخوش مثه همیشه... !
نه... !
عالی... !
شاید...
خوب...
بهتر بگم...
بد نیستیم...
درست بگم...
حالم خیلی گرفتس... ![]()
چن وقتیه دارم چپ و راست ضد حال نوش میکنم ![]()
در همین حد بدونید...
اصلا چی کار به حال من دارید ؟!
میدونم خیلی نگرانم شدید و الان از شدت نگرانی هی سر خودتونو میکوبید به مانیتور هی سر افسوس تکون میدی هی لبتونو گاز میگیرید هی میزنید تو صورت خودتون هی انگشت میکنید تو چشای خودتون فک میکنید اینا همش خوابه این خبر فقط یه کابوسه ... ولی حقیقت داره...میدونم اینا رو... الان غصه داره به دلتون چنگ میزنه توهم گرفتید صدای خنده های دلنشین و شیرین من تو ذهنتون تکرار میشه هی خون گریه میکنی هی شب تو خواب داد میزنید فاااااااازی تو باید حالت خوب بشه فااااازی بی تو هرگز... با تو عمری...فااااااااازی... و احتمالا فردا جلوی درب وب تحصن یکنید و شادی رو محکوم به اعدام میکنید!!! ![]()
( قربون دستون این کار آخر رو حتما بکنید یه کم بخندیم کیفور شیم ![]()
)
همه ی اینا رو میدونم لازم نیست بگید...![]()
بیخیال حالم تا ۲ دیقه دیگه خوب میشه... (البت خدا کنه
)
فعلا این شعر رو بخونید یه کم حال کنید من خودم که خیلی ازش خوش اومد !!! ![]()
دف را بزن که کف کنم اینجا برای تو
دف را دفیدنم نمی آید فدای تو
دف دف ددف ددف دددف زن برای من
تا کف ککف ککف کککف شم به پای تو
گفتا: نمی زنم که بسوزد مواضعت
هم ابتدات سوزد هم انتهای تو
گفتم :نمی زنی؟ به جهنم ! نزن ندف
لطفاً بکش کنار بشینم به جای تو
قاب قاب قاقاب قاقاب قاقاقاب قاب قاقابلمه
چیدم دو سطل گل روی بند قبای تو
در تند باد قابلمه امواج دف شکست
برخاست عرعرآسا صوت هجای تو
رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست
یک دست درب قابلمه یک دست نای تو
باد از کمرکش سبلان می زند اریب
من از کمرکش تو و از انحنای تو
قابیل قافهای پراز قیف پیش ماست
زرتشت شرقهای کهن لا به لای تو
آن موبد دو جنسی شرقی حلول کرد
در تارهای حنجره ات در صدای تو
پنجاه و پنج پنجره سوراخ شد هوا
از عروتیزوگریه و از های های تو
از نیل چشمهای تو فیلی عبور کرد
تاریخ مات مانده ز جغرافیای تو
آه ای جوان اجازه بده تا ببوسمت
خرطومهای عاطفه ام رو نمای تو
اینک رها مکن دف خود را رها مکن
اوریون گرفته آینه از گریه های تو
قدری در آینه بنشین دف بزن برقص
من هم میام به جون رضا از قفای تو
موتزاروار سمفونی دف زنی اگر
چایکوفسکیانه چای بریزم برای تو
وقتی پیانو می شُپَند مولویده باش
تا دف هزار قونیه باشد گدای تو
طوفان نوح را دو سه تا دف به پا نمود
آن روز می دفید ملک با خدای تو
در باغهای چلچله در قله های کوه
بادا سکان دف همه جا ناخدای تو
دف زن هلم هلم هللم لم نمی کند
دف دف دف است ورد همیشه رهای تو
یک زن که در سواحل پولاد می دوید
شد همجوار و ساکن آهن ربای تو
معجر گشاد و سینه ی دف را تکاند و گفت:
انگشتهای صاف و بلندم فدای تو
آن زن تصادفاً شمنی چاق و چله بود
می خواست تا بیاید تا نیروانای تو
دف را مثال حضرت بودا به بر کشید
نیلوفرانه چرخ زد او در سرای تو
بر دشتهای شاد برشته نوشته است
آن زن بخار و دود شد اندر هوای تو
شَرّا شَرای شار شهوراست شعرمن
ای کرد روح از چه بگویم؟ کجای تو؟
برهان قاطع است براهین شاعران
این شعر را سرودم محض رضای تو
دورت بگردم ای دف دیوونه دف ددف
هستیم تا ابد همگی مبتلای تو
حضار محترم همگی یک صدا شوید
دورت بگردم ای دف دیوونه دف ددف.......
سعیدنوری
فائزه : جماعت به خدا شادی زندس نکشتمش به جون خودم ! یقه رو ول کن!!
نتش قطعه چرا هر کی تو این بلاگفا مفقود الاثر میشه انگشتای اتهام طرف من مفلوک دراز میشه ؟! ![]()
بنداز دستتو ![]()
قال شادی : ان یقطعو نتی و ان یتنگو قلبی لاصدقائی و احب جمیعکم و ماچی جمیعکم !!!![]()
ترجمه : ![]()
شادی گفت : همانا نت من قطع شده میباشد و دلم از برای همه ی بروبچ تنگ شده همشونو دوست دارم ![]()
اینم گفت آخرش بذارم
اووووووووف...
هملت بازی دراورده هاااااا ![]()
![]()
با اجزتون رفع زحمت کنیم... !
فعلا ![]()
![]()
![]()
فائزه: ملت بیاید یه کم پای کوبی کنیم حرکات موزون از خودمون بروز بدیم !!! من خیلی سرخوشم همسر مهربانم سحر بانو ![]()
از بیمارستان مرخص شده هر روزم داره بهتر میشه به کوریه چشم حسودان تنگ نظر...!!!!
فردا هم نجمه جونم میرسهههههه هووووووورررررررراااااااا ![]()
![]()
دلم براش تنگ شده !!! ![]()
چشم منو شادی روشن !!! ![]()

