سام ملیکممممممممممممممممممممممم... ![]()
احوالااااااااااااااات؟!
خوبییییییییییییییین؟!
اگه خوب نیستین ایشالا به برکت امتحانای نحس سر فرم بیاین...![]()
خوب دیگه بسه.....حوصله ی مقدمه چینی ندارم،!!!
امشب حسابی سرخوشم.
(نه که هیچوقت نیستم!!!)امشب شب... خیلی ، خیلی در حد خفن ناااااااااااک محسوسی مهمیه...
میدونید چی شده ؟!
امشب دوباره عرش خدا به میلرزه...![]()
بذار اینجوری بگم...امشب...در این شب مبارک...در این هوای خوش بهاری...یه نی نی جیگر پا به عرصه ی هستی نهـــــــــــــــــــــــــــــــــاده...
![]()
آره دیگه وقتی این نی نی خوشمل (ناز جیگر هلو اصلا الهی قربونش برین!!!) میااااااااااد مملکت یه نمه سرخوشه.
..یعنی جماعت و ملت یه نمه فاز عوض میکنن میزنن سرخوش بازار
...واس خاطر همین اسم این جیگر طلای بلا میشه...
میشههههههههههههههههههههههه.........
اسمش میشه...
*شادی*![]()
بابا ملت بیکار...جماعت خواب...مردم چرتی...هنوز نفهمیدید چرا سرخوشم ؟! (بابا بنازم مختو!!!) امروز تولد شادی جونمههههههههه...
![]()
یــــــــــــــــــــوووووووووو هـــــــــــــــــــــــــووووووووووو هـــــــــــــــورااااااااااااااااااا
الان در حال حاضر بنده به حالت کله ملق تو خونه دارم میرم و میام...همیجور رو صندلی دارم بالا و پایین میپرم
...خیلی حرفا هاااااااا شما نمیدونید(شاید میدونید و خودتونو زدید به حالت پت و متی!!!!)
خلاصه کنم این جیگر آسمانی اون موقع که فنگل بچه بــــــــــــــــود...یه روز که داداشش میخواسته بره بیرون چشمش میخوره به ماتـــــــــــــــــور بعد همون موقع در جا ییهو طی یه حرکت رفلکسی از جا بلند میشه (اینجا به صورت تصویر آهسته!) دوان دوان میره (ها چته؟!این بشر از دوماهگی دوی مارتن داده!!!تازه از بدو تولدم حرف میزده...همه با هم صلـــــــــــــــوات)بعد یه تک چرخ میزنه داداششو از رو موتور میندازه یه کلاه گاوچرونیم میذاره رو سرش بعد طناب رو دور سرش میچرخونه در خونه رو باز میکنه میره بیرون.
..خلاصه همیجور که داشته میرفته یه چن تا قرتیه غول تشن میان محاصرش میکنن میریزن سرش...بعد همو موقع شادی بلند میشه سرپا رو ماتور می ایسته داد میزنه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی نفس کش بعد یه کله میزنه اولی رو پرت میکنه اونور دومی میاد یه کف گرگی میزنه
...بعد اون نامردای از خدا بی خبره
بـــــــــــــــــــــــــــــــوق(به علت رعایت مسائل اخلاقی از بیان معذوریم!!!) میفهمن تک نفری شادی رو حریف نیستن همشون با هم حمله میکنن...
اتفاقا اون روز منم از خونه زده بودم بیرون رفته بودم دنبال نجی و مهتاب باهم بریم ولگردی(ها؟ چته ؟ شغل از این مبارک ترررررررررر؟!) همیجور که داشتیم صفا میکردیم ییهو نجی گفت : تو نمیری فریاد مدد خواهی اومد...مهتابم گفت بریم ببینیم چه خبره بعد گازشو گرفتیم یه دوتا تک چرخ زدیم یه چن تا حرکت آکروباتیک از خودمون بروز دادیم تا رسیدیم به محل حادثه...داداش سرتو درد نیارم...همین که دیدیم اوضاع خفن ناک خرابه به مهتاب گفتم : مهتاب بپر سر اون ماتور کمک کن نجی تو هم برو...(هممون ۲ ماهه بودیم هاااااااااااا)
مهتاب رفت داد زد : هووووووووووووووی یارو نبینم با جغل جماعت در بیفتی بعد یه چرخی تو هوا زد بعد با پاش یه لگد زد به یارو پرت شد اونور
...نجی ام یه چند تا پشتک و پرش زد یه ۷.۸.۱۰ نفری رو خلاص کرد ولی خداییش خیلی بودن دیدم فایده نداره...نزدیک موتور شدم قفلش کردم به ماتور شادی خودم پریدم هوا یه ۲۰ دقیقه تو هوا بودم پریدم یکیشونو حواله کردم اون دنیا...بعد یه کلت دسته نقره ای مشت از تو پوشکم دراوردم و...تق،تق،تق...چن تا تیر هوایی زدم و ملت رو دچار فرار کردم!
آره دیگه اونجوری شد که منو شادی تقریبا از ۲ ماهگی با هم دوست شدیم و از اونجاییی که هردومون جیگر بودیم تصمیم گرفتیم یه جیگرکی بزنیم یه تابلو هم بندازیم بالاش اسمشو بذاریم ایول المجمع که ملتم یه حالی بکنن...
خجالت بکش مگه دارم فیلم تعریف میکنم که رفتی تخمه آوردی؟؟؟!!!هرچی گفتم عین حقیقت بود(هنوز خیلی مونده تا به این حد از کمال برسی که این مسائل رو که از اعجاز پروردگارن رو درک کنی!!!)
اه...حوصلم سر رفت چقدر مجلس ساکته بذار یه آهنگ بذارم...
اول دست ، دست...آها ایولاااااا شله شله...همه با هم دستا بالا به افتخار جیگر امشب...(
خدا عقلت بده مگه هنوز آهنگ گذاشتم که داری دست میزنی؟!)
این چه طوره؟!
حالا بالا بالا شیشو هشتیاش بیان وسط سریع...
![]()
خوشتون نیومد؟! اوکی الان میعوضم این چه طوره؟!
شـــــــــــــد خـــــــــــــزان گلـــــــــــــــــشن آشنــــــایـــــــــــــی...(دهه بابا چی میگی؟! تازه بهاره...به جون خودم...تازه ماه پیش فروردین بود!)
مرغ سحر ناله سرکن...(از سنتی خیلی خوشم میااااادهااااااا ولی خداییش الان حسش نیست...)
اصلا میگم شما هم یه تکونی به خودتون بدید...
یه کم خلاقیت به خرج بدین...
د یالا بخونید دیگه...
۱، ۲، ۳ ...
الهی ۱۰۰ساله شی...
ولته یکی اون جماعت بگیره دارن آبرو ریزی میکنن...![]()

![]()
![]()
نچ نچ نچ واقعا متاسف شدم...
شما نمی خواد بخونید...
ما وبمون خودش دی جی داره!!!
ایولااااااااااااا حال میکنییییییییییییییی ؟؟؟!!!
ها چیه ؟! بمیرم...ضعفی ؟! باکی نی!! الان کیکتونم میرسه...
برو خدا شفات بده فک کردی گوشامون درازه ؟! کادوت کوووووووو...؟!
زود باشین...تا کادو ندین کیک نمیدیییییییییم...
شادی جونم بفرما اینم کادوهات خیلی قابل دارن...قدر بدون یادم باشه فردا منت بذارم...![]()

نجی حساب دستت باشه هرکی کادو نداد پرتش کن بیرون کیکم بهش نمیدیم...مهتاب هرکیم کادوش کوچیک بود هی به رخش بکش...
شوخی کردمااااااااااا دستتون درد نکنه...

نوش جااااااااان...
خوب دیگه ملت یه دو دقیقه زبون به دهن بگیرین میخوام نطق کنم...
از طرفه همه به شادی جونم : جیگر بلا ، خانوم خوشگله ، تولدت مبارک باشه ، ایشالاااااااااا ۱۰۱۰۱۰۱۰۱۰۱۰۱۰۱۰۱۰۲۴۵۴۷۸۷۸۷ سالگیتو هم توی همین وب برات بگیریممممممممممممم همشونم دوست دارن!!!
حالا از طرفه خودم واسه شادی نفس :
اهووووووووم...
ساکت باشن الان مینالم...
یارو...جناب...یکی اونو بگیره هنوز تو جو شد خزان مونده!! ![]()
میگم الان...
یه دومین صبر کن...
اه...بابا ملت منو بیخی
خیلی ضایس هااااااااا...باشه میگم...
چیزه...شادی...
میدونی...
الان میگم...
من تو رو...تو منو...
بابا دوس....(هووووووووع نمیشه!!!)
بذار بعدا خودم یه جوری حالیت میکنم...
خوب باشه بابا چته عصب میشی؟!
من تو رو خیلی ، خیلی بــــــــــــــــــــــــــــــوق!!!(بابا ملت الان پس فردا سوژه خنده میشم...من آبرو دارم...)
به درک...میگم...
الا یا ایهاشادی...تو تپر منی...اصلا من در تو تجلی اره می بینم...(خیلی با احساس بود...نـــــــــــــــــه؟! اشکم دراومد )
ترجمه: بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق
اه...
بحثو بعوضید...زود...کیکتونو خوردین(کوفت کردین!).. کادوهاتونم دادین...حالا تشریف ببرین تو کامنتا بترکونید...
نه وایسا اول...
دست و پای شادی رو بگیرین...همه با هم...
هه هه طفلی الان دل و رودش قاطی میشه...
آخه...چه امشب مهربون شده...
شادی...بهت افتخار میکنم!! ![]()
خوب دیگه...خوش امدید...بفرمایین بکامنتید...
بازم بگم...
شادی تولدت مبارکککککککککککککککککککک...
دیگه رفع زحمت کنم تا فوش ندادین...![]()
![]()
بابا مراسم تموم...این تازه گل آورده...
باشه میپذیریممممممممم!!!
ها راستی میگم خانوم چند سالتونه؟! آخه میدونید...(بروبچ گرفتین جریان چیه؟!یه چیزی تو مایه های صافی و تپر!)
خوب دیگه بسه ور ور کردن...الانه که منکرات بیاد جممون کنه...
دیگه بااااااااااااااای
برو بچ ببخشید اگه وقت خبر دادن نشد!
شادی: تولد من ۱۸ام بوداااااا...!
فائزه: جماعت یعنی این اردیبهشت عجیب ماهیه...! همیجور توش به طور متوالی به صورت اریب و ضربدری جیگر میاد...!!!
جیگر بعدی هم اومد......
به افتخارش بزن زنگو...
دنگ دنگ دنگ!




